آهنگران میخواند:
یاد شبهایی که بسیجی می شدیم
شمع شبهای دوعیجی می شدیم
معنی این مصرع اخر را میدانید؟؟؟؟
آهنگران میخواند:
یاد شبهایی که بسیجی می شدیم
شمع شبهای دوعیجی می شدیم
معنی این مصرع اخر را میدانید؟؟؟؟
عراق در منطقه دوعیجی بمب فسفری می انداخت فسفر با اکسیژن سریع ترکیب و شعله ور میگردید فسفر به تن بچه بسیجی ها می چسبید و با هیچ وسیله ای خاموش نمی شد و آنها می سوختند......
و صبح هنگامی که باد می وزید خاکستر این بچه ها رو با خودش می برد
چه کسی فهمید؟؟؟؟؟
چه کسی دلش سوخت؟؟؟؟؟
آیا می دانید چرا سوختند و فریاد نزدند
به یاد شهدا و امام شهدا لحظه ای سکوت و آرام صلوات
تاريخ : چهارشنبه 28 مرداد 1394 | 12:16 | نویسنده : basij-unimarvdasht |
ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By Pichak :.
